کارتون زیبای ناروتو کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

حسینی باشیم

نظرات [1] نظر

فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد  

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 16 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:20 موضوع: سعید

شعر جدید ساوش قمیشی

نظرات [0] نظر

من فقط عاشق اینم ، حرف قلبتو  بدونم

الکی بگم جدا شیم ، تو بگی که نمی تونم

من فقط عاشق اینم ، بگی از همه بیزاری

دو سه روز پیدام نشه ، تا ببینم تو چه حالی داری

من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیرم

انقدر زنده بمونم ، تا به جای تو بمیرم

من فقط عاشق اینم ،روز هایی که با تو تنهام

کار و بار زندگیمو ، بزارم برای فردا

من فقط عاشق اینم ، وقتی از همه کلافم

بشینم یه گوشه ی دنج ،موهای تو رو ببافم

عاشق اون لحظه ام که ، پشت پنحره بشینم

حواست به من نباشه ، دزدکی تو رو ببینم

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 16 بهمن ماه سال 1388 ساعت 11:10 موضوع: سعید

مادر

نظرات [0] نظر

مادر!
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر!
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای این خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز این جا می پیچه
مادر مادر

هنوزم تو دلم
تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه
شعر آشتی مثه قدیما نمیخونه
مادر مادر

شبا با صدای لالائی های تو
خوابیدم
لالائی مادرم
حلا نوبت توست تو بخواب امیدم
مادر مادر

مادر!
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر!
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر

هنوزم تو دلم
تموم قصه ها ت جوونه
خاله سوسکه دیگه
شعر آشتی مثه قدیما نمیخونه
مادر مادر

شبا با صدای لالائی های تو
خوابیدم
لالائی مادرم
حالا نوبت توست تو بخواب امیدم
مادر مادر

مادر مادر.... /

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: پنجشنبه 8 بهمن ماه سال 1388 ساعت 22:00 موضوع: سعید

افشاگری بی سابقه در مورد هاچ، پرین، پدرپسر شجاع و میگ میگ!

نظرات [0] نظر

رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری: مارکوپولو جاسوس بود!
                              
                                                                         (جراید)


بر اساس تحقیقات انجام گرفته و اطلاعات واصله، چند تن دیگر از جاسوسان و متخلفان و مظنونان به شرح زیر معرفی می شوند:

1- هاچ زنبور عسل: نامبرده یکی از زنبورهای بی هنر و بی سواد بوده است که فرمول تهیه عسل طبیعی را بلد نبوده، وی پس از مدتی به دروغ و با استفاده از رسانه های زنجیره ای خبر جعلی گم شدنش را منتشر می کند، سپس به بهانه ی واهی پیدا کردن مادرش به کندوهای همسایه ها سر زده تا بتواند فضولی کند و راز ساختن عسل را از آنها کِش رفته و بدون رعایت حق کپی رایت(!) از این فرمول سوء استفاده کند!

2- پرین: وی یک دختر فراری بوده است و بدون آنکه گواهینامه ی الاغ سواری داشته باشد اقدام به سوار شدن بر پشت الاغی به نام «پاریکال» می کرده است، پرین به دروغ مدعی شده بود به دنبال پدربزرگش است به شهرهای زیادی سفر کرده و اطلاعاتی را جمع آوری نموده است؛ قابل به ذکر است که پدربزرگ پرین یکی از کارخانه داران و مفسدان اقتصادی شهرشان محسوب می شود و مادرش عکاس بوده که دلایل و علل و انگیزه ی گرفتن عکس توسط مادر پرین در دست بررسی است!

3- پدر پسر شجاع: از ایشان اطلاعات چندانی در دست نیست، وی کلا آدم مشکوکی است، نامبرده در هیچ کدام از قسمت های کارتون نام حقیقی اش را بیان نکرده و همواره این سئوال مهم وجود دارد که نام ایشان قبل از تولد پسرش چه بوده است؟! در همین رابطه تا به این لحظه شونصد نامه برای ایشان ارسال شده است که متاسفانه ایشان هنوز نام حقیقی شان را بازگو ننموده و افکار عمومی را متنور(!) نکرده اند!

4- میگ میگ: وی در یک جایی که نمی دانیم کجاست آموزش دو میدانی دیده است تا بتواند در مواقعی که احساس خطر می کند با سرعت زیاد فرار کند، نامبرده همدستی "گرگ" دارد که به کمک وی دست به اقدامات تروریستی می زنند، البته آنها در فیلم هایی که خودشان از این صحنه ها می گیرند اینگونه وانمود می کنند که گرگ مزبور قصد گرفتن میگ میگ را دارد که طبق یافته های ما اصلا اینگونه نیست!

- البته افرادی همچون «نل»، «واتو واتو»، «کارآگاه گجت» و ... نیز در این لیست حضور داشتند که به دلیل کمبود جا صرفا به بیان مهمترین هایشان پرداختیم!

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 30 دی ماه سال 1388 ساعت 18:15 موضوع: از همه جا

محبوب ترین گوشیهای همراه سال 2009

نظرات [2] نظر

سایت سنجش تلفنهای همراه Omio با معرفی 10 تلفن همراه برتر سال 2009 گوشی HTC Hero را به عنوان محبوب ترین تلفن همراه سال معرفی کرده است.

به گزارش مهر، این سایت لیستی از 10 تلفن همراه محبوب سال را بر اساس میزان فروش، میزان استقبال و تحسین از آنها ارائه کرده است که در این لیست آی-فن 3GS محبوب اپل به رتبه سوم سقوط کرده و محصول تایوانی HTC به نام HD2 رتبه دوم را به خود اختصاص داده است.

لیست محبوب ترین تلفنهای همراه سال 2009 توسط سایت Omio به این ترتیب اعلام شده اند:

HTC Hero: این گوشی به دلیل طراحی زیبا و قوی، مهارتهای متعدد در زمینه استفاده از شبکه های اجتماعی، ترکیب زیبا با سیستم عامل اندروید گوگل عنوان بهترین و محبوب ترین سال را به چنگ آورده است. این ابزار با نمایشگر 3.2 اینچی لمسی و دوربین پنج مگا پیکسلی و سیستم عامل اندروید گوگل به دلیل سادگی استفاده و طراحی هوشمند به عنوان بهترین تلفن همراه سال 2009 انتخاب شده است.

HTC HD2: این گوشی به سیستم عامل موبایل مایکروسافت مجهز بوده و در کنار نمایشگر لمسی 4.3 اینچی و دوربینی 5 مگا پیکسلی در رتبه دوم لیست قرار گرفته است. جی پی اس از دیگر ویژگی های مورد استقبال این گوشی عنوان شده است.

آی-فن 3GS اپل: نسل جدید گوشی های اپل که از امکانات و تجهیزات پیشرفته تری برخودار است در سال 2009 نتوانسته مقام اول را برای خود به دست آورد. دوربین سه مگاپیکسلی، سیستم فیلمبرداری، حافظه 32 گیگابایتی و کنترل صوت از تجهیزات قابل توجه این گوشی به شمار می رود.

سامسونگ Genio Touch: شرکت سامسونگ همچنان به مسیر خود در تولید گوشی های لمسی زیبا با قیمتی پایین ادامه می دهد. نمایشگر 2.8 اینچی این گوشی میزان حساسیت نمایشگر را تا اندازه قابل توجهی افزایش داده و از دوربینی دو مگاپیکسلی برخوردار است.

Satio سونی اریکسون: ترکیبی قدرتمندی از دوربین سایبرشات 12 مگاپیکسلی سونی، واکمن سونی، نمایشگر تمام لمسی 3.5 اینچی و اتصال 3G و جی پی اس این گوشی را در رتبه پنجم محبوبیت در سال 2009 قرار داده است.

Palm Pre: در آمریکا استقبال گسترده ای از این گوشی لمسی با نمایشگر 3.1 اینچی و دوربین 3.1 مگاپیکسلی به عمل آمده است، توانایی های ویژه این گوشی در استفاده از اطلاعات تماسهای الکترونیکی به ویژه از طریق شبکه های اجتماعی و مجهز بودن به صفحه کلید کامل و استاندارد محبوبیت زیادی را برای آن به دنبال داشته است.

5800 Express Music و N900 نوکیا: این دو گوشی به ترتیب رتبه های هفتم و هشتم لیست محبوب ترینهای جهان را به خود اختصاص داده اند. هر دو از نمایشگرهای لمسی و دوربینهای 3.2 و 5 مگاپیکسلی مجهز بوده و گوشی N900 از صفحه کلید کامل نیز برخوردار است.

Chocolate BL40 LG: نمایشگر 4 اینچی لمسی این گوشی نسبت به نمونه های قبلی ارتقا یافته و دوربینی 5 مگاپیکسلی آن را همراهی می کند. افزایش فروش این گوشی از ماه سپتامبر نشانگر افزیش محبوبیت آن در میان کاربران است.

Curve 8520 بلک بری: به دلیل داشتن صفحه کلید استاندارد بیشتر به عنوان ابزاری برای ارسال پیامک و نامه های الکترونیک شناخته می شود. این گوشی تعادلی میان زیبایی در طراحی و کارایی در ارتباطات به شمار می آید.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: سه شنبه 8 دی ماه سال 1388 ساعت 22:35 موضوع: از همه جا

علی دایی سرمربی پرسپولیس شد

نظرات [1] نظر

علی دایی اسامی دستیاران خود را برای حضور در پرسپولیس اعلام کرده است.
علی دایی به عنوان سرمربی جدید تیم فوتبال پرسپولیس انتخاب شد.

به گزارش ایسنا در هفته گذشته از سوی باشگاه پرسپولیس مذاکراتی جدی با علی دایی برای سپرده شدن هدایت این تیم به وی صورت گرفت که طرفین پیشنهادات خود را بر همکاری مطرح کردند و در نهایت وی به عنوان سرمربی جدید پرسپولیس انتخاب شده است که قرار است دوشنبه (فردا) رسما به عنوان جانشین کرانچار معرفی شود.

حتی علی دایی اسامی دستیاران خود را برای حضور در پرسپولیس اعلام کرده است.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: یکشنبه 6 دی ماه سال 1388 ساعت 16:40 موضوع: از همه جا

حسینیه / پانزده نکته پیرامون امام‌حسین(ع) و عاشورا

نظرات [0] نظر

یک)

محرم؛ تا ده شمرد خدا و عاشق شدیم:

یک، مسلم بن عقیل؛ دو، کربلا؛ سه، رقیه بنت الحسین؛ چهار، حر بن یزید؛ پنج، عبدالله بن الحسن؛ شش، قاسم بن الحسن؛ هفت، علی اصغر؛ هشت، علی اکبر؛ نه، ابالفضل العباس؛... ده: حسین. /

یا حسین...


دو)

«الموعود بشهادته قبل استهلاله» بود. پیش از آن‌که به دنیا بیاید، وعده‌ی شهادتش داده بودند...


سه)

«کان من اشبههم برسول‌الله» بود؛ شبیه‌ترین افراد اهل‌بیت به رسول خدا. فاطمه‌ زهرا (علیها صلوات‌الله) کنار گهواره‌ی حسین چنین می‌خواند:

"انت شبیهٌ بنبی / لست شبیهاً بعلیّ..."


چهار)

فرمود: "آیا در توان و قدرت شما، بیش از کشتن من چیزی هست؟! چه نیکوست کشته‌شدن در راه خدا، ولی شما قدرت محو و نابودی مجد، عزتو شرف من را ندارید... در این صورت باکی از کشته‌شدن ندارم."


پنج)

فرومایه‌ای زخم زبانی زد و گفت: "آیا به این آب که همچون جگر آسمان است، نمی‌نگری؟ قسم به‌خدا که قطره‌ای از این آب نخواهی چشید تا با تشنگی بمیری..." / یاحسین.


شش)

فرمود: "مرگ برای آدمیان، مانند گردن‌بند برای دختران جوان و موجب زینت است..." / یاحسین.


هفت)

در خطبه‌ی منا خطاب به آنان فرمود:

"از این بیم‌ناکم که که نکبت خشم خدا بر شما فرود آید؛ زیرا در سایه‌ی عظمت و عزت و کرامت الهی به منزلتی رسیده‌اید، ولی خداشناسانی را که ناشر خداشناسی هستند، احترام نمی‌کنید، حال آن‌که شما به خاطر خدا در میان بندگانش مورد احترام‌اید... و نیز از آن جهت بر شما بیم‌ناکم که به چشم خود می‌بینید پیمان‌های الهی زیر پا نهاده شده، اما نگران نمی‌شوید... نابینایان، لال‌ها، و زمین‌گیران ناتوان در همه‌ی شهرها بی‌سرپرست مانده‌اند و بر آن‌ها ترحم نمی‌شود..."


هشت)

گفت زینب در وداع آخرین / حالتی دیدم من از سلطان دین

شور عشقی آن‌چنان‌اش بودیا / کاشنا با ما نبودی گوییا

"یا ایتها النفس المطمئنة..."


نه)

راستی؛ دانستی چگونه «حسین» را کشتند؟ "دل‌هایشان با حسین بود... ولی شمشیرهایشان نه!"


ده)

آن‌ها که ظهر عاشورا در کربلا، در لشکر کوفیان، نماز گزاردند، عمر بن سعد، شمر بن ذی‌الجوشن، حرملة... این‌ها.

می‌دانی؟ تمام‌شان خواندند: "ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم، غیر المغضوب علیهم، و لا الضالین..."

چه غم‌بار! چه عبرت‌بار! ممکن است «مغضو‌ب‌»ترین مخلوقات خدا باشد و هر روز از «غضب» خدا، به خدا پناه ببرد!...


یازده)

«حر» نزد «حسین» با ادب بود... «حر»، «حسینی» شد...


دوازده)

و «حسین» چنان هیبتی داشت، که دوستانش با وی سخن نمی‌گفتند مگر آن‌گاه که لبخند بر لبان وی می‌نشست. "فلا یکلّم الا حین یبتسم..."

فرومایه قاتل گفت: "آن‌چنان محو جمال نورانی و مهابت زیبای وی بودم، که متوجه چگونگی قتلش نشدم..."


سیزده)

زینب کبری در روز عاشورا گفت:

"الیوم مات جدی رسول‌الله... الیوم ماتت امّی فاطمة و ابی علی و اخی الحسن علیهم سلام‌الله، یا خلیفة الماضی و ثمال الباقی..."

"امروز جدّم رسول خدا کشته شد... امروز مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن کشته شدند؛ ای یادگار رفتگان و پناه بازماند‌گان..."


چهارده)

نقل است که پیرمرد آمده بود و با عصایش به نعش «حسین» می‌زد و زیر لب زمزمه می‌کرد: "خدایا! این عبادت را از من بپذیر...!" و مگر نبود آن‌که به جنگ «حسین» آمده بود تا با پاداش‌ آن، مادرش را به زیارت قبر رسول‌الله ببرد؟!

"پیشانی تمام‌شان داغ سجد داشت / آنان‌که خیمه‌گاه مرا تیر می‌زدند..."

گاهی برای خدا، با خدا می‌جنگند...


پانزده)

سخن کوتاه:

"و بذل مهجته فیک، لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة..."

" و خون قلبش را، عصاره‌ی جانش را به پای تو ریخت... تا بندگانت را از نادانی و جهالت و سرگردانی ضلالت، نجات دهد..."

همه و همه برای هدایت... یاحسین.

- فتأمل!

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 4 دی ماه سال 1388 ساعت 23:00 موضوع: از همه جا

یلداتون به شادی

نظرات [1] نظر

برگرفته از ویکیپدیا

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق می‌شود، که برابر با ۲۱ دسامبر یا ۲۲ دسامبر است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار 

+ ادامه مطلب ...

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: دوشنبه 30 آذر ماه سال 1388 ساعت 18:18 موضوع: از همه جا

شیفتگان خدمت ، مردم را "سگ" نمی خوانند

نظرات [0] نظر

عصر ایران – اظهارات چند روز اخیر برخی چهره های سیاسی در گردهمایی های مربوط به هتک حرمت به ساحت امام (ره) برای هر خواننده و شنونده ای جای تامل فراوان دارد .

این اشخاص در سخنرانی های خود در جمع طلاب و دانشجویان و اصناف و... با نسبت دادن القاب ناشایست و توهین آمیز به مردم وجریان های رقیب خود ، نشان دادند بیش از آنکه دغدغه جسارت به ساحت امام راحل (ره) را داشته باشند ، در پی عقده گشایی از رقبای سیاسی خود هستند و متاسفانه توهین به امام راحل را محمل خوبی برای این عقده گشایی یافته اند .

فقط کافی است اظهارات روز گذشته برخی از این شخصیت را مطالعه کنیم تا ببینیم این آقایان با چه ادبیات هتاکانه ای سخن می گویند : " سگ خواندن عده ای از مردم " ، " باز کردن قلاده های این سگ ها از سوی سران فتنه ! " تفاله و ایادی استکبار " ،" جایگاه تجمع منافقان : موسسه تنظیم و نشر آثار امام " ، " تشکیل ستاد قاچاق آدم " و... .

این که چند نفر انسان نابخرد ، عکس امام را مورد اهانت قرار داده اند ، تنها بایستی باعث محکومیت انها شود نه این آقایان به خود اجازه دهند به این بهانه ، انبوهی از مردم را با چنان القاب ناشایستی خطاب کنند و فراموش نمایند این دستور الهی را که "یا أیّها الذین آمنوا لایسخر قوم من قوم عسى أن یکونوا خیراً منهم و لا نساء من نساء عسى أن یکنّ خیراً منهنّ و لاتلمزوا أنفسکم و لاتنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الایمان ومن لم یتب فاولئک هم الظالمون" حجرات/ ۱۱

مگر نه این است که این دستور قرآنی برای همین مسلمانانی است که این گونه با ادعای دفاع از اسلام و قرآن ، احکام ان را زیر پا می گذارند؟

درباره این قبیل اظهارات ،  باید نکاتی چند را متذکر شد :

1- این دوستان به این ابهام پاسخ نمی دهند که آیا واقعا از عمل محکوم و شنیع  توهین به ساحت امام راحل (ره) ناراحتند یا این که بر عکس چون این اقدام زشت زمینه ای برای عقده گشایی و هتاکی علیه رقبا را فراهم آورده است از این واقعه شوم حتی در اعماق ضمیرشان خرسند نیز هستند؟ !

2- مردم ایران اسلامی از هر گرایش و سلیقه سیاسی دلبسته امام راحل (ره) و آموزه های آن مرد خدا هستند و از این حیث قاطبه ملت در روزهای اخیر اقدام زشت عده ای مجهول الهویه در توهین به  ساحت امام را محکوم کرده اند . اما برخی افراد و جناح های سیاسی در این بین به جای محکوم کردن این اقدام تلاش کردند تا این اقدام را به رقبای خود نسبت دهند . بنابراین در فرض خوشبینانه می توان این نتیجه را گرفت که این افراد به امیال سیاسی و منافع جناحی خود بیش از هر چیر مقدس دیگری می اندیشند .

3- این اشخاص مدعی از سوی دیگر سنگ " تبعیت از ولایت امر " را نیز بر سینه می زنند ، با این حال در سخنان و موضع گیری های اخیر خود بارها و بارها به سراغ شخصیت هایی رفته اند که صریحا از سوی رهبر معظم انقلاب درباره آنها تاکید شد که نباید مورد توهین قرار گیرند ( سران سه قوه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ) .

این دوستان در خط ولایت چه توجیهی برای این تمرد صریح از بیانات رهبر انقلاب دارند ؟ آیا در این زمینه هم همانگونه که در زمان امام راحل (ره) می گفتند " سخنان ولی فقیه را به ارشادی و مولوی" تقسیم کرده اند ؟!

آیا تبعیت از ولی فقیه برای آنان ، تا جایی است که منافع خود را در این تبعیت ببینند؟

4- ورای تمامی این مناقشات سیاسی باید توجه داشت که از روحانیون و شخصیت های سیاسی بیش از دیگر اقشار اجتماعی انتظار رعایت ادب در کلام می رود . آیا خطاب کردن " سگ " به " انسان " گفتاری مودبانه و منطبق با اخلاقیات اسلامی است؟!

5- واقعا سیاسیون بیایند و یک بار و برای همیشه به این سوال پاسخ دهند که چه شیرینی در این قدرت پست دنیایی است که این گونه به جان هم افتاده اند ؟ آیا واقعا اینها برای شیفتگی خدمت این چنین  جامه یکدیگر را می درند ؟ یا اینکه در ورای این پرده ها خبرهایی است که ما از آن بی خبریم ؟

مگر قرار نبوده و قرار نیست بنا به فرموده شهید بزرگوارانقلاب  " آیت الله بهشتی " در جمهوری اسلامی شیفتگان خدمت و نه تشنگان قدرت " حکم برانند ؟!
آیا واقعا این دعواها بر سر  شیفته بودن برای خدمت به خلق خداست ؟!

به راستی کسانی که با ادعای شیفتگی خدمت ، دیگران را "سگ و خائن و وطن فروش و..." خطاب می کنند، اگر ادعایشان تشنگی قدرت بود چه می کردند؟!

6- آقایان به خود بیایید و در میانه این دعواهای بنیاد برافکن کمی هم به دوروبر کشور عزیرمان نگاهی بیندازید . آیا  چنگال های تیزی را نمی بینید که برای ما سوهان می خورند ؟ آیا " پچ پچ " ها را نمی شنوید که در غیاب ما درجریان است ؟ آیا فقر و فاقه مردم را نمی بینید ؟ آیا صدای خرد شدن استخوان های کارگران و کارمندان زحمت کش زیر بار فشار اقتصادی را نمی شنوید ؟ آیا تندی ضربان  نبض اجتماع گوش شما را نمی نوازد ؟ آیا نگرانی خانواده ها و طبقات متوسط  از سقوط به زیر نمودار شوم فقر را حس نمی کنید ؟ آیا معضلات اجتماعی همچون فحشا ، اعتیاد ، طلاق ، کودکان کار ، دزدی ، دروغ و ریا و... را  نمی بینید ؟

برای یک بار هم که شده گوش هایتان را باز کنید و ببینید که دشمنان واقعی شما چه کسانی هستند ؟ شاید اگر بصیرت داشتید و خوب نگاه کردید دشمن را درون خود یافتید !

چون نیک نظر کرد پر خویش در او دید      گفتا ز که نالیم  که از ماست که بر ماست

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 27 آذر ماه سال 1388 ساعت 11:29 موضوع: از همه جا

اولین مصاحبه میرحسین بعدازانتخابات/محکوم کردن پاره کردن عکس امام

نظرات [0] نظر

مهندس میرحسین موسوی در اولین مصاحبه بعد از انتخابات ریاست جمهوری در گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی پاره کردن عکس امام در جریان وقایع 16 آذر را کاملا مشکوک و یک اقدام ضدانقلابی دانست .

وی در پاسخ به این سئوال روزنامه جمهوری اسلامی که موضع شما درباره پاره شدن عکس امام و نشان دادن صحنه اهانت به عکس امام از سیمای جمهوری اسلامی و تلویزیون های بیگانه چیست گفت : حضرت امام خمینی احیاگر دین در قرن حاضر و بیدارگر بزرگ ملت ها برای مبارزه با مستکبران است . ایشان به گردن همه ملت ها به ویژه ملت های مسلمان و مردم ایران حق بزرگی دارند و قطعا هیچ انسان منصف و مومنی به خود اجازه نمی دهد چنین اهانتی به عکس ایشان بکند.

میرحسین موسوی افزود : کسانی که به اینجانب محبتی دارند هرگز کوچکترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی دانند و حفظ حرمت امام را واجب می دانند. اطمینان دارم که دانشجویان هرگز دست به چنین ساختارشکنی هائی نمی زنند زیرا همه میدانیم که دانشجویان به امام عشق می ورزند و حاضرند برای آرمان های امام جان فشانی کنند.

مهندس موسوی گفت : اطلاعات دقیقی درباره اینکه اصولا چنین کاری صورت گرفته باشد ندارم کما اینکه درباره عاملان این اقدام ساختارشکنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی بهرحال اگر چنین کاری صورت گرفته باشد این یک اقدام مشکوک است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز اقدام نادرستی بود. از رسانه های بیگانه که همواره درحال دشمنی با نظام جمهوری اسلامی هستند انتظاری جز این نیست که با سواستفاده از این قبیل حوادث مرتکب چنین اقدامی بشوند اما چنین اقدامی توسط رسانه ملی که موجودیت خود را به برکت انقلاب عظیمی که به رهبری حضرت امام خمینی پیروز شد مرهون است بهیچوجه قابل قبول نیست .

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: شنبه 21 آذر ماه سال 1388 ساعت 22:15 موضوع: سعید

روز دانشجو مبارک

نظرات [2] نظر

کلمه: میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزندش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی

۱۳۸۸/۰۹/۱۵

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: یکشنبه 15 آذر ماه سال 1388 ساعت 23:03 موضوع: از همه جا

عید غدیر مبارک

نظرات [1] نظر

عیدتون مبارک

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: یکشنبه 15 آذر ماه سال 1388 ساعت 11:51 موضوع: سعید

تعطیلی مدارس و دانشگاه ها در 14 آذر

نظرات [1] نظر

هیئت وزیران با توجه به بین التعطیلی بودن روز شنبه 14 آذر، برای رفاه حال بیشتر دانش آموزان و دانشجویان و خانواده های آنان به منظور شرکت در مراسم جشن غدیر ولایت این روز را تعطیل اعلام کرد. 
به گزارش خبرگزاری مهر، هیئت دولت مقرر کرد تا وزارتخانه‌های آموزش و پرورش و علوم و تحقیقات و فناوری نسبت به اعلام تعطیلی روز شنبه هفته آینده مدارس و مراکز آموزش عالی اقدام نمایند. 

دراین رابطه اعلام شد که با توجه به در پیش بودن عید سعید غدیر خم که در روز یکشنبه قرار گرفته است و با توجه به بین التعطیلی بودن روز شنبه، هیئت وزیران تصمیم گرفت شنبه را برای رفاه حال بیشتر دانش آموزان و دانشجویان و خانواده های آنان به منظور شرکت در مراسم جشن غدیر ولایت تعطیل اعلام کند. 

دولت همچنین اعلام کرد: کارمندان دولت می توانند از مرخصی استفاده کنند و مسئولان مربوط هم همکاری لازم را با کارمندان در این زمینه داشته باشند. 

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: دوشنبه 9 آذر ماه سال 1388 ساعت 23:47 موضوع: از همه جا

عید قربان

نظرات [0] نظر

زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم  و پاکی چشمه ی زمزم


عیدتان مبارک

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 6 آذر ماه سال 1388 ساعت 22:05 موضوع: سعید

عید قربان

نظرات [0] نظر

هرگاه انسان بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار گرفت و غریزه را انتخاب کرد، به سوی حیوانات گرویده بلکه از حیوانات هم پست تر شده است، چون از عقل و فکر و رهنمودهای انبیا استفاده نکرده است . اما همین که انسان در این دو راهی خطرناک وظیفه را انتخاب کرد و در خط ملائکه و پاکان قرار گرفت آنرا عید می گیرد، به عنوان غریزه گرسنگی و تشنگی انسان را به استفاده از آب و نان می کشاند، ولی وظیفه دستور می دهد که در ماه رمضان خودداری کن، کسانی که سی روز وظیفه را انتخاب کرده اند، روز عید فطر را باید عید بگیرند، زیرا وظیفه را بر غریزه ترجیح داده اند. 

غریزه فرزند دوستی به ابراهیم (ع) می گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نکن، اما وظیفه می گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضای خداوند و وظیفه را بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز کرد، لذا باید آنرا عید بگیرد، اگر در حدیث می خوانیم: هر روز که در آن معصیت خدا نشود، عید است، به همین معنا است که در برابر جاذبه های هوای نفس در خط خدا قرار گرفته، هر گاه انسان بر خواسته همه شیطان های درونی و بیرونی پا می نهد آن روز را باید عید بگیرد. 



قربانی چیست؟ 

قربان عبارت از کارهای نیکی است که انسان بوسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیک کند، بنابراین عمل نیکی که انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیک سازد آن کار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اکرم(ص) که فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیکی هر پرهیزکار به رحمت پروردگار است. 

بدیهی است که مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مکانی نیست چرا که بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلکه منظور آن است که از راه طاعت و انجام کارهای شایسته می تواند مشمول الطاف الهی قرار گرفته و به رحمت او نزدیک شود. 

از جمله اعمالی که حجاج در روز دهم ذیحجه در سرزمین منی انجام می دهند کشتن شتر، گاو و یا گوسفند و انفاق آن به مستحقین است تا به وسیله این عمل نیک به رحمت پروردگار نزدیک شوند که آنرا قربانی گویند. 

اسرار و حکمت قربانی 

فدا کردن مال و انفاق آن در راه خدا از جمله اسراسر و حکمتهای قربانی است. 

کشتن حیوان در مراسم قربانی اشاره به کشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشیر برنده عقل و ایمان، حیوان نفس را که به طور دائم وی را به کارهای زشت وا می دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئیم پاک گردانده، آنرا در راه حق و پیشگاه محبوب قربانی کند و حج اکبر نماید که اگر نفس اماره و خواهش های او کشته نشوند و آرام نگیرند هرگاه تمام نعمتها و ثروتهای دنیوی در اختیارش باشد و زمین و آسمان را ببلعد باز هم سیر نمی شود و ندای هل من مزید دارد. 

در روایات می خوانیم اولین قطره خون قربانی که ریخت، خداوند گناهان صاحبش را می بخشد، اوقاتی که به خاطر تولد نوزاد یا ورود مسافر یا دفع بلا، گوسفند ذبح می شود، در روح و روان و حرکت اهل خانه شور و نشاطی پدید می آید. 

به هرحال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، یک نوع جلوه و زیبایی بوده، مظهر روحیه ایثار دسته جمعی است که خود از شعائر الهی است. 

سیر کردن گرسنه ها: یکی از اسرار قربانی سیر کردن گرسنه ها است قرآن در این باره می‌فرماید: «فکلوا منها واطعمواالقانع والمعتر» از گوشت‌هایی که قربانی می کنید هم خودتان میل نمائید، هم به قانع و معتر بدهید. قانع، فقیری است که به آنچه می گیرد، قانع است. معتر، فقیری است که علاوه بر تقاضای کمک اعتراض هم می کند.این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است که سفارش به خود را فراموش کنید نه دیگران را و در تقسیم گوشت و اطعام، پای بند تملق یا دعا و تواضع فقیر نباشید؛ او را سیر کنید، گرچه با شنیدن زخم زبان باشد. 

تقوا 

هدف اصلی در مسأله قربانی، رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن در این زمینه می فرماید: این قربانیان که زائران خانه خدا به هنگام توقف در منی ذبح می کنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمی رسد، بلکه هدف از قربانی، شکوفا شدن روح ایثار و نشان دادن میزان عشق و قرب به خدا و تقوا است. 

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: پنجشنبه 5 آذر ماه سال 1388 ساعت 22:09 موضوع: سعید
Alone Tree - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky - All rights Reserved