اولین آزمون آیت الله لاریجانی

نظرات [0] نظر

عصرایران - چند صباحی است ماجرای نامه کروبی به هاشمی که طی آن خواسته بود شایعه تجاوز جنسی به برخی زندانیان حوادث اخیر بررسی شود، نقل محافل سیاسی و رسانه ای شده است.

از یک سو، گروهی برآنند که آنچه کروبی گفته صحت دارد و از جمله مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز، تاکید داشته که در وقوع این تجاوزات جنسی تردیدی وجود ندارد. از سوی دیگر اما اصولگرایانی هستند که اصرار دارند بگویند نه تنها چنین اتفاقاتی رخ نداده است بلکه باید مهدی کروبی به دلیل تهمت زدن به ماموران زندان ها، مجازات شود. حتی افرادی مثل سید احمد خاتمی ،امام جمعه موقت تهران نیز مجازات کروبی را مشخص کرده و برایش 80 ضربه شلاق بریده اند!

مخلص کلام آنکه کسانی که می کوشند دامن متولیان نگهداری از زندانیان و بازداشتی ها را از اتهام تجاوز جنسی مبرا کنند - که امیدواریم چنین نیز باشد و بی اساس بودن این اتهام ثابت شود- اما آیا در فرض اثبات عبث بودن شایعه تجاوز به برخی زندانیان و حتی مجازات کروبی به دلیل آنکه چنین شایعه ای را در جامعه پراکنده است آیا پرونده سوءرفتار با محبوسین مختومه می شود؟

به نظر می رسد یکی از علت هایی که یک جریان سیاسی خاص اصرار دارد موضوع تجاوز جنسی را داغ نگه دارد این است که بدرفتاری های بدتری که برخی ماموران خاطی با زندانیان داشته اند تحت الشعاع این موضوع که -در شرایط کنونی نه قابلیت اثبات دارد و نه می توان به طور کامل آن را از ذهن ها زدود- قرار گیرد.

ادعای کروبی چه درست باشد و چه غلط ، طرح این موضوع و واکنش های جریان مقابل باعث شده است موضوع مرگ تعدادی از زندانیان حوادث بعد از انتخابات که امری اثبات شده و بر خلاف ادعای تجاوز جنسی غیرقابل رد و تردید است به محاق رود.

این در حالی است که حتی برخی منابع رسمی حکومتی مانند صدا و سیما نیز به کشته شدن چند نفر از جوانان بازداشتی اذعان کرده اند.
با این حال موضوع داغی به نام ادعای تجاوز جنسی باعث شده است موضوع مهم تر از تجاوز که همان قتل انسان ها باشد، به بوته فراموشی برده شود.

این در حالی است که هر جا مقتولی وجود داشته باشد، لابد قاتلی هم وجود داشته و صد البته طبق قوانین جزایی ایران آمران و عاملان قتل نیز باید محاکمه و دستگیر شوند و این قوانین، همان قوانینی هستند که بعضی ها به استناد آن خواستار مجازات کروبی شده اند.

اگر کروبی به دلیل انتشار یک شایعه تشویش اذهان عمومی کرده و مستوجب کیفر است، پس به طریق اولی کسانی که زمینه ساز مرگ جوانان کشور در بازداشت بوده اند نیز مستوجب تعقیب کیفری هستند.

آیت الله صادق لاریجانی، در مراسم معارفه خود گفته است: "هیچکس نباید جرات کند و به خود حق دهد که خلاف قانون حکم کند و حقوق شهروندان را ضایع نماید و چنین کسانی باید بدانند که دیر یا زود به محکمه عدل فرا خوانده می شوند و من در این ماموریت مهم به احدی از خطاکاران گذشت نخواهم کرد."

هر چند که تضییع حقوق شهروندان می تواند در اشکال گوناگونی صورت گیرد ولی بی گمان بدترین تضییع حقوق شهروندان ، سلب حق حیات از انسان هاست که متاسفانه در باره برخی بازداشتی ها رخ داده است و اینک از رییس جدید قوه قضاییه که چنین موضع شفاف و تحسین برانگیزی را در همین ابتدای کار اتخاذ کرده است انتظار می رود همین شعار نخستین خود را در مساله روز جامعه یعنی حوادث بعد از انتخابات و مرگ تعدادی از شهروندان بازداشتی تحقق بخشند و نگذارند هیجانات رسانه ای و سیاسی بر حقوق شهروندان سایه افکند و آن را به محاق ببرد.

منتظر می مانیم... .

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: دوشنبه 26 مرداد ماه سال 1388 ساعت 20:07 موضوع: از همه جا

مردان انگلیسی؛ بهترین شوهران دنیا

نظرات [1] نظر

ایسنا: دپارتمان حقوق زنان انگلستان در گزارش خود اعلام کرد: مردان انگلیسی بهترین شوهران دنیا هستند، چرا که در کارهای منزل به همسران خود کمک می‌کنند.

طی تحقیقات دپارتمان حقوق زنان در انگلستان این موضوع مشخص شد که مردان انگلیسی در میان 13 کشور نظیر سوئد، نروژ، استرالیا و ایالات متحده آمریکا بهترین هستند، چرا که در کارهای مربوط به منزل نظیر بچه‌داری، نظافت منزل و آشپزی به زنان خود کمک می‌کنند.

همچنین بر اساس تحقیق دانشگاه آکسفورد این موضوع مشخص شد که مردان انگلیسی در صورت ازدواج، متعهدترین و با ثبات‌ترین مردان در میان مردان دیگر کشورهای صنعتی جهان محسوب می‌شوند.

در این تحقیق همچنین آمده است که «شاخص برابری طلبی» مردان انگلیس بیش از مردان دیگر است.

گفته می‌شود، مردان در کشورهای سوئد، نروژ، آمریکا، ایرلند شمالی، هلند، جمهوری ایرلند، اسپانیا، نیوزلند، ژاپن، آلمان، اتریش و استرالیا در رتبه‌های بعدی در زمینه‌ «شاخص برابری طلبی» قرار دارند.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 16 مرداد ماه سال 1388 ساعت 10:21 موضوع: از همه جا

علیرضا بهشتی: فرمان در دست نابخردان

نظرات [0] نظر

قلم - در بازداشت که بودم یکی از بازجویان سوالی از من پرسید که در جوابش مجبور شدم نام مقام معظم رهبری را ببرم. علیرغم آن که به اندازه معمول ادب را رعایت کرده بودم دو نفر از افراد حاضر در آنجا به شدت برآشفته شدند. آنها مدعی بودند دهان من نجس است و نباید نام ایشان را به زبان می آوردم.../
فرمان در دست بی‌خردها افتاده است. به بزرگانی که زمانی به همنشینی با آنها افتخار می‌کردم جسارت نمی‌کنم. اما احساس می‌کنم که این روزها در جبهه مقابل هرکس حرفی بزند که از آن بوی عقل به مشام برسد به عدم وفاداری متهم می‌شود. نابخردان با چنین شیوه‌ای خرد را از صحنه بیرون می‌کنند. دو ماه گذشته است. کدامیک از سیاست‌هایی که آنها پیشنهاد داده بودند به نتیجه‌ای جز بدتر کردن اوضاع منجر شد؟ با این حال هنوز دور در دست آنهاست. قاعدتا در توجیه شکست‌های خود می‌گویند اگر این کارها را نکرده بودیم امروز اوضاع از این هم بدتر بود...


بسم الله الرحمن الرحیم

در بازداشت که بودم یکی از بازجویان سوالی از من پرسید که در جوابش مجبور شدم نام مقام معظم رهبری را ببرم. علیرغم آن که به اندازه معمول ادب را رعایت کرده بودم دو نفر از افراد حاضر در آنجا به شدت برآشفته شدند. آنها مدعی بودند دهان من نجس است و نباید نام ایشان را به زبان می آوردم. سپس کلمات زشتی گفتند که به راستی دهانشان را نجس می‌کرد.  می‌گفتند که اگر رهبری فرمان دهد ...... متاسفم که نمی توانم متن سخنان رکیک آنان را بازگو کنم تا معلوم شود که آنها در باره رهبری نظام چه تصور می کردند؟ تصوری فرسنگ ها به دور از حقیقت. حاشا و کلا که صاحب چنین تصوراتی بویی از خرد برده باشد. با این حال این روزها دور در دست اینهاست؛ همان کسانی که در سر صف صبحگاه به همسر سردار شهید جنگ توهین می‌کنند.

ساختمان روزنامه کلمه سبز پیشتر محل شورای احیای آثار شهید بهشتی بود و فرزند گرامی آن بزرگوار در آنجا مجموعه کاملی از کتاب های شخصی وی را شامل منشورات اول انقلاب، اعم از آن که به نیروهای اسلامی  یا ضدانقلاب تعلق داشته باشد جمع کرده بود. وقتی که بنا شد به محل جدید بروند به علت تنگی جا برخی از این کتاب ها در روزنامه امانت ماند و به هنگام حمله نیروهای امنیتی به دست آنها افتاد. یکی از دو نفری که در بالا گفتم در همان صحبت برایم توضیح داد که در دفتر روزنامه کتاب های منافقین را پیدا کرده است و این سند ارتباط تشکیلاتی روزنامه ما با این سازمان است. می‌گفت که از این کتاب ها فیلمی تهیه کرده است که در سیما پخش خواهد کرد تا ما رسوا شویم. بعدها شنیدم که شبکه خبر این فیلم را با همین توضیحات پخش کرده است. دوست داشتم از او بخواهم که این کار را نکند. می‌خواستم به او بگویم که خیلی از جوان‌های مردم منافقین را نمی شناسند و با زشتی های عمل آنان آشنا نیستند. آنهایی که آشنا هستند هرگز باور نخواهند کرد که فرزند شهید بهشتی با قاتل پدرش ارتباط سازمانی داشته باشد، ولی کسانی که کارنامه ننگین آنان را نخوانده‌اند، یا تنها از طریق رسانه‌های رسمی چیزی از آن شنیده‌اند با چنین حرکاتی چه بسا آنها را هم مثل مهندس موسوی قربانیان مظلوم تبلیغات شما تصور کنند و چهره  زشتشان تطهیر شود. دوست داشتم بگویم بی‌عقلی‌ نکنید و از حوادث این روزها مرتعی برای منافقین نسازید.

هنوز که هنوز است گاهی آن صحنه را در ذهن خود مرور می‌کنم و با خود می‌گویم ای‌کاش می‌شد و به آنها این را می‌گفتم یا آن را می‌گفتم. از جمله ای‌کاش از آنها می‌پرسیدم آیا شما با این مقدار عقل و درایت می‌خواهید کشور را اداره کنید و این بحران را پشت سر بگذارید؟

 

این روزها فرمان در دست چنین افرادی افتاده است. نمایش مجازات زندانبانان خاطی را خیلی جدی نگیرید. کاملا معلوم است که آن را هم چنین افرادی دارند کارگردانی می‌کنند - از بس که بد کارگردانی می شود. اگر راست می‌گویند اسم یکی از جلادان کهریزک را ببرند تا فرزندانش به روی او تف بیندازند و بعدها که به عنوان فرمانده حفاظت اطلاعات فلان نیرو منصوب شد مردم او را بشناسند و اعتراض کنند. مخالفین خود را با پیژامه در دادگاه هو می‌کنند، اما مخالفین مردم را حتی معرفی هم نمی‌کنند.

این روزها فرمان بیشتر از گذشته به دست بی‌خردان قرار دارد. هنوز که هنوز است مدعی هستند رجوی از مهندس موسوی حمایت می‌کند. خب! منظور؟ از یک طرف، به قول خودتان پنج گروه برای ترور موسوی فرستاده است که شما چهار گروهشان را دستگیر کرده‌اید. چرا این کار را کرده است؟ چون می‌داند وجود موسوی‌ است که از غلتیدن کشور در حرکات کور و آشوب‌های دلخواه منافقین جلوگیری می‌کند. از طرف دیگر بنا به گفته شما  از او حمایت کرده است تا از بی‌عقلی‌های شما حداکثر میوه را بچیند. تا خود را دوست جوانان کتک‌خورده و توهین شده جا بزند و برایشان دام پهن کند. شما چه‌کاری برای جلوگیری از این کار او انجام می‌دهید؟ پیام او را به هر کسی که نشنیده بود هم می‌رسانید. ضمن آن که بنا به گفته یکی از دوستان که پایگاه‌های خبری مرتب با سازمان منافقین را کنترل کرده است خبری مبنی بر حمایت رجوی از مهندس موسوی در آنها وجود ندارد و تنها منبع این خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی است.

 آیا یک ذره عقل در این کار وجود دارد؟ فقط فکر آن هستند که امروزشان را به فردا برسانند،‌ اگرچه لازم باشد تمامی نظام وانقلاب را فدا کنند.

فرمان در دست بی‌خردها افتاده است. به بزرگانی که زمانی به همنشینی با آنها افتخار می‌کردم جسارت نمی‌کنم. اما احساس می‌کنم که این روزها در جبهه مقابل هرکس حرفی بزند که از آن بوی عقل به مشام برسد به عدم وفاداری متهم می‌شود. نابخردان با چنین شیوه‌ای خرد را از صحنه بیرون می‌کنند. دو ماه گذشته است. کدامیک از سیاست‌هایی که آنها پیشنهاد داده بودند به نتیجه‌ای جز بدتر کردن اوضاع منجر شد؟ با این حال هنوز دور در دست آنهاست. قاعدتا در توجیه شکست‌های خود می‌گویند اگر این کارها را نکرده بودیم امروز اوضاع از این هم بدتر بود.

 درخت گردکان به این بزرگی -  درخت خربزه الله اکبر

البته اگر ماجرای ما و آنها یک جنگ تمام‌عیار بود از چنین ضایعه‌ای استقبال می‌کردیم؛ اما نیست. حقیقت این است که در دو ماه گذشته اکثر دستاوردهای عظیمی که نصیب مردم شد در نتیجه اشتباهات اردوگاه مقابل بود. با این همه ما از این مقدار خطا استقبال نمی‌کنیم، زیرا از عواقب آن برای نظام و کشور بیمناکیم. آیا بنشنیم تا کشور مرتع منافقین شود؟ آیا بنشینیم تا بیگانگان برای دسترسی به خبرهای صحیح معتمد مردم قرار بگیرند؟ آیا بنشینیم تا بیگانگان میوه اشتباهات اینان را در پشت میز مذاکرات بچینند؟ یا به خواسته‌‌های به حق مردم پشت کنیم و آنها را تنها بگذاریم تا به همه چیز پشت کنند؟

اندکی عقل از انبوهی رنج پیشگیری خواهد کرد.

اگر می‌خواهید گمان بد ببرید به کسانی ببرید که اساس کارشان افراط است. و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا و اتبع هواه وکان امره فرطا. و از آن کس اطاعت مکن که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ایم و از هوس خود پیروى کرده و اساس کارش بر زیاده‏روى است. آنها همان‌هایی هستند که از مردم چهار میلیون تومان و شش میلیون تومان و هفت میلیون تومان باج می‌گیرند تا امکان یک تماس پنج دقیقه‌ای با فرزندانشان را فراهم کنند؛ این‌قدر فرصت‌طلبند، این‌قدر سودجو هستند. اگر حرف مرا باور نمی‌کنید حرف دکتر روح‌الامینی را باور کنید. آنها برای به اجرا درآوردن  ویژه‌خواری‌های برنامه‌ریزی شده بعدی‌‌شان چاره‌ای جز بدگمان کردن شما نسبت به وفاداری کسانی که صلاحیت عقلی اداره این مناصب را دارند نمی‌بینند.

و دنیا خواب است؛ آن را هرگونه که تعبیر کنیم روی می‌دهد، مخصوصا اگر بد تعبیر کنیم. اگر امروز در راه‌پله خانه با همسایه مواجه شوم و او به من سلام نکند می‌توانم آن را به دلمشغولی و یا سهو او تعبیر کنم و از کنار آن بگذرم، یا آن را نشانه سرسنگینی و بی‌ادبی او بدانم و اعمال بعدی خود را بر اساس چنین قضاوتی قرار دهم تا او به راستی به بی‌ادبی و سرسنگینی سوق داده شود؛ خیرخواهی‌های دوستان را به بی‌وفایی تعبیر نکنیم.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 16 مرداد ماه سال 1388 ساعت 00:49 موضوع: از همه جا

هرگونه اعتنا به ستمکاران وظالمان واعتماد برآنان گناهی خطرناک است

نظرات [0] نظر

قلم - آیت‌الله العظمی صانعی، از مراجع بزرگوار تقلید، در پی برگزاری دادگاه های پس از انتخابات با صدور بیانیه‌ای ضمن تاکید بر بی‌ارزش بودن اعترافات زندانیان، تصریح کرد: «همه کسانی که به نحوی در نشر این گونه اعتراف ها دخیل بوده اند، در گناه آنها شریک و سهیم می باشند و همه آنها مستوجب عذاب افترا و تضییع آبروی مردم هستند، موضوعی که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زمانی نه چندان دور، قبل از جزای آخرت، کیفر و جزای عمل خائنانه خود را در این دنیا ودر محکمه ای صالح و عادلانه خواهند دید.» 


متن بیانیه آیت الله العظمی صانعی که در پی برگزاری دادگاه‌های پس از انتخابات، در سایت ایشان انتشار یافته بدین شرح است:

 

باسمه تعالی

« وَلاَ تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمْ النَّارُ وَمَا لَکُم مِن دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ» (هود/113)

 تاریخ انقلاب اسلامی پس از رفراندم قانون اساسی، حضوری باشکوهتر و با عظمت تر از انتخابات 22 خرداد را به یاد ندارد. روزها و شبهایی را به یاد داریم که پسران و دختران، مادران و پدران و حتی آنهایی که نمی توانستند در انتخابات مشارکت کنند ، چنان شور و شعفی را به پا ساخته بودند و چنان از آرمانهای بزرگ معمار و بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (سلام الله علیه) به بزرگی و خوبی یاد می کردند که انسان از آن همه عظمت ، وحدت و یکپارچگی به وجد می آمد.
آری، همه به نام دین و به نام آزادی برخاسته از اصول تشیع و برای پاسداری از آرمانها و ارزشهای شهیدان بخون خفته آمده بودند تا بار دیگر آن هم پس از سی سال به دنیا نشان دهند که آزادی موهبتی است خدادادی و هیچ کس نمی تواند مانع و سلب کننده آن از دریای انسانها باشد. اما چه شد؟ به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه های زندان افتادند. جوانان عزیز طعم تلخ باتوم و گاز اشک آور را تجربه کردند و به ناگاه مجروحان و شهدایی بر جای ماند. این همه تنها به خاطر این بود که مشروعیت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود. و آیا سزاوار بود که پاسخ انتقاد و اعتراض آنها را چنین بدهیم و ناخواسته ایجاد بحران نماییم و تمام آن اعتراضها را به دول خارجی نسبت داده و بی محابا از سرنوشت محتوم تمام مستبدان و ظالمان ، آنها را وابسته به دنیای غرب بپنداریم؟ ظلم و تعدی تا آنجا پیش رفت که شاهد دادگاه کسانی شدیم که خود در تمام حوادث پس از انقلاب و دوشادوش تمام مسوولان حضوری فعال و چشمگیر داشتند. دادگاهی که هویت و چگونگی آن از پیش مشخص بود،تا جایی که شاهدیم نه تنها به مردم، بلکه به نخبگان آنان و کسانی که عمر و جوانی خویش را وقف خدمت به اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی نموده اند، نیز رحم نکردند و آنها را با انواع فشارهای روحی و روانی و نگه داشتن طولانی مدت در سلول های انفرادی و قطع ارتباط با خارج از سلول و بی خبر نگه داشتن از همه مسائل روبرو ساختند و مهمتر از همه، خانواده های بی گناه آنها را از سرنوشت عزیزانشان بی خبر گذاشتند.
با توجه به آیه شریفه قرآن که به طور صریح و روشن هرگونه اعتنا به ستمکاران و ظالمان و اعتماد بر آنان را به خاطر جهاتی از جمله افزایش جرأت ظالمان و سرکوبگران آزادی های خدادای، گناهی خطرناک دانسته و با عنایت به کتاب و سنت و عقل، بر خود لازم می دانم که یک وظیفه شرعی و حکم الهی را در شرائط امروز و مخصوصاً در رابطه با جلسه دادگاه حدود یک صد نفر از متهمان تذکر دهم. دادگاهی که اگر نگوییم در نظام قضایی جهان کم سابقه است، حد اقل در قضای اسلامی بی سابقه و بدعتی نو به شمار می آید و قطعاً با گناهانی همراه می باشد.
اما آن نکته ای که باید به آن توجه کرد، صحت این اعترافات نیست ، مسئله ای که بی ارزش بودن آن برهمگان روشن است، آن هم تنها به این دلیل که در زندان گرفته شده و حسب فرموده امیر المؤمنین (علیه السلام) اقرار در زندان و حبس اعتبار نداشته و ندارد، و نه از آن جهت که عمده اعترافات گرفته شده، اقرار در حق دیگران است، که نه تنها بی ارزش، بلکه افترا و تهمت، معصیت کبیره و بر خلاف همه قوانین، حقوق و کرامت انسان هاست و همه کسانی که به نحوی در نشر این گونه اعتراف ها دخیل بوده اند، در گناه آن ها شریک و سهیم می باشند و همه آن ها مستوجب عذاب افترا و تضییع آبروی مردم هستند، موضوعی که در اسلام از جان انسانها بالاتر است و خواه ناخواه در زمانی نه چندان دور، قبل از جزای آخرت، کیفر و جزای عمل خائنانه خود را در این دنیا ودر محکمه ای صالح و عادلانه خواهند دید.لکن نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، عبارت از بی اعتنایی به این اعتراف گیری ها و عدم ترتیب اثر به آن هاست که ترتیب اثر دادن به آن ها هر چند بسیار ناچیز باشد، اعتماد و اعتنا به ظالمین به حقوق ملت و کرامت انسان ها بوده و مخالفتی روشن و آشکار با قرآن و وحی و حکم الهی می باشد.
درخاتمه همگان باید از خداوند توانا بخواهند تا استقامت همراه با مسالمت در راه احقاق حق و حاکمیت بر سرنوشت خویش را به ما ارزانی دارد و از او متضرعانه بخواهیم که به برکت ایام با برکت شعبانیه و مولود منجی عالم بشریت، به ملت ما صبر و نصر و جزای خیر عنایت فرماید.

یوسف صانعی

13شعبان المعظم1430

14/مرداد/88

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 16 مرداد ماه سال 1388 ساعت 00:34 موضوع: از همه جا

متن کامل نامه انتقادآمیز آیت‌الله محقق داماد به رئیس قوه قضاییه

نظرات [0] نظر

قلم - شگفتا! کار قوه قضائیه به جایی رسیده که از یکسو توسط ائمه جمعه موقّته توصیه به بی‌رحمی شوند و حدیث شریف لا دین لمن لا رحم له را فراموش کنند و یا به «گرفتن اعتراف!!» مفتخر گردند و از سوی دیگر توسط ریاست قوه مجریه به رعایت رافت اسلامی و کرامت انسانی مورد خطاب قرار گیرند. البته بسیار خوب سفارشی بود که ایشان فرمودند -شکرالله سعیهم- ولی آیا بهتر نبود که رئیس‌جمهور دولت نهم به جای چنین خطاب بشر دوستانه به جنابعالی یا لا اقل در جنب آن، عتاب قانونی به وزیر کشورشان می‌کردند و وی را تحویل دستگاه عدالت می‌دادند؟ وزیری که تحت مسئولیت وی چنین وقایع شرم‌آوری اتفاق افتاده است مگر می‌تواند مسئول نباشد؟ آیا این نتیجه تاخیر حضرتعالی در اقدام قضایی نیست؟

حضرت آیت الله جناب آقای‌هاشمی شاهرودی
ریاست محترم قوه قضائیه ‏

با سلام وتحیات

به خاطر دارم نیمه اردیبهشت 1358 برای زیارت عتبات عالیات به نجف اشرف مشرف شدم. در بدو ورود مرحوم شهید آیت الله سید محمد باقرصدر طاب ثراه نگارنده را سرافراز فرمودند و به همراه یکی از دوستان مشترکمان به محل اقامت اینجانب تشریف فرما شدند و زیارت ایشان نصیبم شد. چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی که هرگز از خاطرم نمی‌رود. ایشان از مباحثات با ابن عمّشان امام موسی صدر، و یادداشت‌های درس مرحوم والدما، آموزگار جاودان فقاهت مکتب قم‎ «آیت الله سید محمد محقق داماد» و نظریات جدید مطروحه در این مکتب سخن گفتند. از استاد مرتضی مطهری که شهادتشان تازه رخداده بود و نظراتشان گفتگو به میان آمد. آنگاه ایشان خطاب به اینجانب فرمودند «این روزها آقای سید محمودهاشمی که گویی فرزند من است برای حفظ جانش عراق را به قصد قم ترک کرده است و نوید دادند که ایشان می‌تواند صدیق همفکرگرانبهایی برای شما باشند». من که نادیده خریدار شده بودم نخستین بار که جنابعالی را در قم زیارت کردم، درست همان یافتم که فرموده بودند. اینک به حکم ولایت دوستی، و با استفاده از حقوق شهروندی، مایلم که بی پرده سطور زیر را به عرض برسانم:‏

حضرت آیت الله

به عقیده اینجانب بالاترین و بزرگترین ره آورد تحولات قرن حاضر برای بشریت معاصر قواعد جزای عمومی و آئین دادرسی کیفری است. این گفته حقوقدانان جهانی به هیچوجه گزاف نیست که ارزیابی نظام قضایی و حقوقی یک جامعه بر محور قواعد جزای عمومی و آئین دادرسی کیفری و اجرای آن در جامعه دور میزند و برهمین محور باید سنجیده شود.‏

‏به موجب این گونه اصول قانونی است که اشخاص می‌دانند چه عملی جرم است تا اگر مرتکب شوند مجازات می‌شوند و اگر اجتناب کنند با خیال راحت می‌توانند در کنار خانواده با آرامش به زندگی ادامه دهند و کسی به آنان کاری ندارد؟ و در فرض ارتکاب به چه مجازاتی مجازات می‌شوند و چگونه و با چه آداب و موازینی مجازات بر آنها اجرا می‌گردد؟ و اگر متهم شدند از چه حقوقی برخوردارند و چگونه دردوران اتهام با آنان برخورد می‌شود و چگونه آنان می‌توانند دفاع کنند؟

معتقدم این نظام نامه‌ها هرچند نگارش و تنظیم آن در قرن حاضر انجام گرفته، ولی مبانی و اصول آن چنان عقلانی است که نمی‌تواند با تعلیمات راقیه اسلام متکی بر اجتهاد مفتوح شیعی منطبق نباشد. و لذا در دوران سابق مورد تایید فقیهان بزرگ زمان خویش نظیر آیت الله نائینی و آیت الله مدرس اعلی‌الله مقامهم و خوشبختانه پس از انقلاب اسلامی مورد تایید مراجع رسمی قرار گرفته است.

معتقدم که محور اصلی خواسته ملت ایران در انقلاب مشروطیت تحت عنوان تشکیل عدالت خانه در واقع تقنین همین اصول و موازین بوده و در انقلاب اسلامی هم، ما شاهد بودیم که یکی از انگیزه‌های خیزش مردمی نقض همین اصول در بیدادگاههای اختصاصی بود.

جناب آقای‌هاشمی شاهرودی‏

‏ تحمل بفرمائید که به صراحت به حضورتان عرض کنم که درزمان شما، نه نظرا بلکه عملاً، این رکن اساسی امنیت اجتماعی نه تنها متزلزل بلکه در ملاء‌عام ویران شد، و این بهای کمی نبود که ملت ایران پرداخت کرد. ‏

‏توجیه شرعی نقض قواعد عمومی جزا و اصول محاکمات توسط برخی از دوستان، که فقاهت آنان را اگر بپذیرم درایت و آگاهی آنان را هرگز نخواهم پذیرفت، هرچند ممکن است ارائه و برآن اصرار شود. ولی شما مرا می‌شناسید که فرزند فقاهتم، و دیرینه این درگاهم، فقیهان واقعی را از فقهیان رسانه‌ای بخوبی تشخیص می‌دهم. با شناختی که اینجانب از جنابعالی دارم، شما از آن دسته فقیهان نیستید، و امکان ندارد که از نظر فکری بتوانید با آنانی همراه شوید که توجیه گر شرعی اینگونه نقض قوانینند.

سخنرانی شما در سال 1373 در محل کار اینجانب فرهنگستان علوم پیرامون محدوده تمسک به مصلحت ثبت و ضبط است و بعید می‌دانم که در تقلب احوال تغییر نظری برایتان حاصل شده باشد.

چند روز پیش در جلسه‌ای با حضور چند تن از مسئولان نسبتاً بالای نظام سخن از اخبار وقایع اسفبارِ روز و ستمی که بر مردم رفته است، در میان بود. اخباری که به‌طور مستفیض و بلکه متواتراجمالی ثبوت آن مسلم و انکار آن غیر ممکن بود (باز هم خدا کند دروغ باشد). ناگهان یکی از ذوات محترم سکوت را شکست و با نگاهی عاقل اندر سفیه رو بمن کرد و با پوزخندی معنی‌دار گفت این اعمال که توجیه شرعی دارد!!! خدا می‌داند چنان مغز استخوانم را سوزاند که هنوز بیقرار و ناآرامم. یاد جمله حضرت مولا(ع) افتادم که فرموده است:

ولوکان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان عندی ملوما بل کان عندی جدیرا.(نهج البلاغه)

مورخین آورده‌اند که وقتی حجاج بن یوسف ثقفی بدستور عبدالملک مروان خلیفه اموی، برای ایجاد خفقان و اسکات معترضین، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقیما به مسجد آمد و مردم را فراخواند سپس بالای منبر رفت و اعلام داشت «هان‌ای مردم! نه به کودکانتان رحم می‌کنم ونه به پیرانتان!. بیگناهتان را به جای گناهکار مواخذه خواهم کرد و به صرف گمان تحویل جلادان خواهم داد(آخذ بالتهمة واقتل بالظنه)، همه این‌هااز اختیارات من است و هرچه من مصلحت بدانم عین شرع است!!!»

تفکر فوق دقیقا همان بافته و تافته تفقه مبتنی بر کلام اشعری است که نتیجه‌اش در کتاب المستظهری غزالی به خوبی مشهود می‌گردد.

اگر خدای ناکرده قواعد عمومی جزا و اصول محاکمات رعایت نشود و یا نقض قوانین با توجیهات ضداخلاق انسانی موجه گردد، زندگی به همین شرایط تلخ (العیاذ بالله) باز می‌گردد که مرگ بهتر ازآن زندگی است.

ما که به پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و اجتهاد مفتوح مبتنی بر کلام عدلیه مبتهج و بر آن مفتخر و شاکر این نعمت بزرگ هستیم، هرگز مجاز نیستیم که در تشخیص حسن عدالت و قبح ستمگری که مردم خردمند ملتمان خودشان به بداهت درک می‌کنند قیمومت شرعی نمائیم و تفکر آنان را تعطیل کنیم.

حضرت آیت الله

حضرتعالی خدمات شگرفی در دستگاه قضایی البته که انجام داده‌اید که انکار آن ناسپاسی است، ولی با کمال تأسف وقایعی در دوران ریاستتان به خصوص در روزهای اخیر رخداد که ملت ایران طعم تلخش را هیچگاه از یاد نخواهد برد. وقایعی که چه به دست کارگزاران قوه مجریه انجام یافته باشد و چه بدست ظابطین قضایی و چه بدست دارندگان پایه قضایی همه و همه مسئولش قوه قضائیه‌ای است که شما مسئولیتش را به عهده داشتید.

حضرت آیت الله!

مطمئن باشید شما در راس قوه‌ای قرار داشتید که علیرغم همه ویرانی‌ها و خرابی‌ها به دلیل طبع کار و ساختار باقیمانده از پیش هنوز هم قضات شجاع، متشخص، پاکدامن و دارای وثاقت قضایی وجود دارند.

شما می‌توانستید با حمایت از استقلال قضایی بسیاری از مشکلاتی که ساعت‌ها وقت قوه مقننه را می‌گرفت و از کارهای مهمتر باز می‌داشت به آسانی حل کنید، که نکردید.

شما در حوادث اخیر می‌توانستید آمرین قانونی در هر پست و مقامی که هستند و مامورین متخلف از موازین اخلاقی را به دست قضات شریف آگاه به قوانین محاکمه کنید که لااقل تا امروز که واپسین روزهای ریاستتان است، نکرده‌اید.

شگفتا! کار قوه قضائیه به جایی رسیده که از یکسو توسط ائمه جمعه موقّته توصیه به بی‌رحمی شوند و حدیث شریف لا دین لمن لا رحم له را فراموش کنند و یا به «گرفتن اعتراف!!» مفتخر گردند و از سوی دیگر توسط ریاست قوه مجریه به رعایت رافت اسلامی و کرامت انسانی مورد خطاب قرار گیرند. البته بسیار خوب سفارشی بود که ایشان فرمودند -شکرالله سعیهم- ولی آیا بهتر نبود که رئیس‌جمهور دولت نهم به جای چنین خطاب بشر دوستانه به جنابعالی یا لا اقل در جنب آن، عتاب قانونی به وزیر کشورشان می‌کردند و وی را تحویل دستگاه عدالت می‌دادند؟ وزیری که تحت مسئولیت وی چنین وقایع شرم‌آوری اتفاق افتاده است مگر می‌تواند مسئول نباشد؟ آیا این نتیجه تاخیر حضرتعالی در اقدام قضایی نیست؟

به موجب قوانین مدون مملکتی کلیه زندان‌های کشور زیر نظر قوه قضائیه اداره می‌شود، و مسئولیتش با این قوه می‌باشد. آیا بهتر نبود که قبل از صدور فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر تعطیل «زندان کهریزک»، شما خودتان دستور بازرسی صادر می‌فرمودید و چنانچه آنرا فاقد معیارهای لازم می‌دیدید مبادرت به تعطیل آن می‌کردید؟ شما آنقدر تاخیر فرمودید تا این مدخل در دائرة المعارف‌های جهانی بنام حکومت دینی ایران در کنار مدخل‌های زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب در زمان معاصر با کمال تأسف وارد شد.

از منبع موثقی شنیدم که یکی از مراجع تقلید معاصر که از راه دور محاکمه‌ای که از سیمای ایران پخش می‌شد پیگیری می‌کردند، به همان منبع فرموده بودند که بهتراست لااقل این محاکمات را که ننگی است برای قضای اسلامی!! از تلویزیون پخش نشود.

عزیزانی که با زندگی صاحب این قلم آشنایند می‌دانند که صراحت وی تازگی ندارد و سوابق اوراقی که تحت عنوان گزارش خطاب به شورای عالی قضایی وقت و یا صاحبان مناصب اجرایی نگاشته شده و در بایگانی سازمان بازرسی کل کشور علی القاعده موجود است، گواه و اثبات کننده این مدعاست. صاحبان مناصب اجرایی آن زمان که در عمل به گزارشات این ناصح مشفق و درخواست خالصانه وی مبنی بر اجرای صحیح قوانین را اهتمام نکردند و آن روز او را در پافشاری بر نهادینه کردن زندگی مدنی و تحت لوای قانون را یاری ننمودند، امروز گرفتار کمند نقض قوانین شده‌اند. و باز هم معتقدم نقض قانون به نفع هیچکس نخواهد بود هرچه در آن تاخیر شود ظلم و ستم به همه می‌باشد.

از اینکه سخن به درازا کشید عذر می‌خواهم. آنچه عرض شد دراین روزهای آخرین مسئولیت حضرتعالی هر چند نوشداروی پس از مرگ سهراب است. ولی به هرحال این سطور شاید برای آیندگان مفید و برای شما نقطه افسوسی باشد که ای کاش در حوزه علمیه به کار تدریس و پژوهش ادامه داده بودید و هرگز به این ورطه خطیر پای نمی‌نهادید و به همان نقطه امید استاد شهید بزرگوارتان واصل می‌شدید.

عریضه را با بیتی از غزل خواجه شیراز به آخر می‌برم:

به قد و چهره هرآنکوکه ماه مجلس شد
جهـان بگیـرد اگر دادگستـری دانـد

سید مصطفی محقق داماد
۱۱ مرداد ۸۸‏

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 16 مرداد ماه سال 1388 ساعت 00:29 موضوع: از همه جا

میلاد موعود مبارک

نظرات [0] نظر

 

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد 
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم خویش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را .......

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: جمعه 16 مرداد ماه سال 1388 ساعت 00:15 موضوع: از همه جا

انجمن صنفی روزنامه نگاران پلمب شد

نظرات [1] نظر

دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران تاکید کرد: با توجه به اینکه اختلاف سال گذشته انجمن با وزارت کار بر سر ادامه فعالیت انجمن پایان یافت از این رو هیچ دلیلی منطقی برای پلمپ انجمن وجود ندارد.

بدرالسادات مفیدی در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به پلمپ انجمن صنفی روزنامه نگاران گفت: شب گذشته ماموران قضایی در خارج از ساعات اداری با حکم دادستانی دفتر انجمن صنفی واقع در خیایان کبکانیان را پلمپ کردند.

با اعلام این مطلب اظهار داشت: ساعت 9 شب گذشته 5 مامور قوه قضاییه مشغول فیلمبرداری کردن از دفتر و ساختمان انجمن صنفی روزنامه نگاران بودند و این مجموعه را در حالی پلمپ کردند که هیچ کدام از مسوولان اجرایی انجمن در محل حضور نداشتند.

وی با بیان این که در زمان پلمپ تنها مسوول تعاونی مسکن انجمن صنفی روزنامه نگاران در ساختمان حضور داشت، گفت: ماموران آنقدر سریع نسبت به پلمپ انجمن اقدام کردند که هنوز از دلایل این اقدام خبر نداریم.

دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران یادآور شد: این اقدام در حالی صورت گرفت که تنها چند ساعت بیشتر تا زمان برگزاری نوبت دوم مجمع عمومی و فوق‌العاده انجمن صنفی روزنامه نگاران باقی نمانده بود.

به گفته مفیدی قرار بود ساعت 11 صبح امروز اعضای انجمن با حضور در نوبت دوم نسبت به انتخاب بازرسان و تغییر اساسنامه اقدام کنند.

وی تاکید کرد: با توجه به اینکه اختلاف سال گذشته انجمن با وزارت کار بر سر ادامه فعالیت انجمن پایان یافت از این رو هیچ دلیلی منطقی برای پلمپ انجمن وجود ندارد.

به گفته دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران این اقدام می‌تواند با جوسازی‌های برخی رسانه‌های مرتبط به جریان خاص که از مدتی پیش با سوء استفاده از فضای حاکم خواهان برخورد قضایی با انجمن صنفی شده بودند، مرتبط باشد.

وی یادآور شد : هفته گذشته نوبت اول مجمع عمومی سالیانه به دلیل به حد نصاب نرسیدن اعضاء برگزار نشد.

به گفته مفیدی حدود چند هفته پیش نیز قرار بود در محل انجمن جلسه‌ای در اعتراض بازداشت‌های اخیر برگزار شده در پی تماس مسوولان امنیتی و اطلاعاتی این جلسه منتفی شد.

وی گفت: عده‌ای از اعضا از جمله اعضایی که از شهرستان‌ها برای شرکت جلسه امروز به تهران آمده‌اند از بسته شدن دفتر انجمن بی خبر هستند و از این رو در اولین اقدام باید از اتفاقات رخ داده آنها را با خبر کنیم.

دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در خصوص پیگیری‌های انجمن گفت: هیات مدیره در اولین جلسه خود دراین باره تصمیم خواهد گرفت اما از آن جا که هیچ دلیلی منطقی برای پلمپ شدن انجمن وجود ندارد بعید است هیات مدیره از پیگیری‌های قانونی چشم‌پوشی کند.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: پنجشنبه 15 مرداد ماه سال 1388 ساعت 15:03 موضوع: از همه جا

نروژ بار دیگر کاردار ایران را احضار کرد

نظرات [0] نظر

وزارت امور خارجه نروژ یک بار دیگر با احضار کاردار سفارت ایران در اسلو ضمن ابراز نگرانی نسبت به نقض حقوق بازداشت‌شدگان خواستار آزادی زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی شد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه روز چهارشنبه کاردار سفارت ایران در اسلو به وزارت امورخارجه نروژ فراخوانده شد، تا مراتب نگرانی دولت نروژ در قبال آنچه نقض حقوق زندانیان نامیده شدبه وی ابلاغ شود.

در یک ماه گذشته این دومین بار است که کاردار سفارت ایران در ارتباط با حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری به وزارت امور خارجه نروژ احضار می‌شود.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: پنجشنبه 15 مرداد ماه سال 1388 ساعت 14:59 موضوع: از همه جا

ادامه بی مسوولیتی ها؛ شیوا هم قربانی شد

نظرات [0] نظر

جام جم آنلاین: هنوز از جسد کشف‌شده در مخزن آب شرب تهران چند ساعتی نگذشته است که این‌بار خبر تاسفبار دیگری را بازپرس شعبه 7 دادسرای جنایی تهران در جمع خبرنگاران اعلام می‌کند ؛ دختر7 ساله ای بنام شیوا در خیابان و مقابل چشم پدر، قربانی برق‌گرفتگی شد و ناباورانه جان‌باخت.

شیوا فقط 7 سال داشت و پدر و مادرش با واژه‌های کودکانه او آشنا و مانوس بودند،‌ اما اکنون او نیز قربانی بی‌مبالاتی کسانی شده است که هیچگاه نخواسته‌اند باور کنند که در مقابل مردم مسوول هستند.

همسایه‌ها در تحقیقات به قاضی گفته بودند، چندین‌بار برق‌گرفتگی را به اداره برق منطقه گزارش کرده بودیم، اما هیچ‌کس حاضر به حضور در محل و رفع عیب نبود تا این‌که شیوا، قربانی این بی‌توجهی شد.

اگر چه بروز حوادث اجتناب‌ناپذیر است، اما می‌توان با یادآوری مسوولیت خود، از اتفاقات اینچنینی پیشگیری کرد.

اگر مسوولان آب و فاضلاب در غرب تهران نسبت به مراقبت از مخازن آب توجه می‌کردند، مردم منطقه 2 ماه آب آلوده نمی‌نوشیدند و اگر مسوولان برق منطقه مشیریه به درخواست مردم اهمیت می‌دادند، امروز مادری در فراق فرزند 7 سا‌له‌اش ضجه‌ نمی‌زد.

نگارنده به یاد می‌آورد چند سال پیش و در پی وقوع زلزله‌ای در کشور ژاپن و تخریب لوله‌های آب شرب مردم، مدیر منطقه‌ای که نتوانسته بود بسرعت لوله‌‌های آب شرب را ترمیم کند، با باقی گذاشتن یک نامه عذرخواهی، خودکشی کرد. هدف از این یادآوری این نیست که خدای ناکرده فردی را وادار به خودکشی کنیم و اصولا تجربه به ما یاد داده است که مقایسه مسوول ژاپنی و فلان مسوول خودی در اداره آب و برق قیاس مع‌الفارق است، اما بر این باوریم، اگر پس از بروز هر نوع حادثه مسوولان نظارتی موضوع را پیگیری و با قدرت و قاطعیت با عوامل خاطی و بی‌توجه برخورد کنند، به طور یقین همگان به این باور خواهند رسید که باید پاسخگوی عملکرد خود باشند.

امروز شیوا در زیر خروارها خاک آرام گرفت. براستی فردا نوبت کدامین شیوای دیگر است؟

کاش آن فرد مسوول که علی‌رغم تماس‌ها برای رفع عیب از پست برق کنار چراغ راهنمایی توجهی نشان نداده بود، امشب راحت بخوابد و با مشاهده فرزندانش به یاد شیوا نیفتد؛ کاش....

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: پنجشنبه 15 مرداد ماه سال 1388 ساعت 14:57 موضوع: از همه جا

نامه نادر هنگامه شهیدی: 40 روز است بی خبرم

نظرات [0] نظر

سلام هنگامه جان. سلام عزیز مادر که نزدیک به 40 روزه که ندیدمت و نه خبری از تو دارم. در تمام این سال‌ها روزی نبود که از تو خبری نداشته باشم اما این بار انگار اراده‌ای جز اراده خداوندی در کار است تا تو را از من جدا کند. یک وقت نگویی مادر فراموشم کرده که به خداوندی خدا قسم هر کاری کرده‌ام و می‌کنم تا صدای تو را بشنوم تا روی ماهت را ببینم. اما هنگامه جان، عزیز دلم نمی‌گذارند. نمی‌دانند که وقتی یک مادر از دخترش بی‌خبر است چه حالی دارد. برادرانم که شهید شدند من ضجه نزدم. خم به ابرو نیاوردم. که جنگ و مبارزه و دفاع از وطن بود. اما مگر الان وقت جنگ است که دخترم را در حبس کرده‌اند و مادرش را از او بی‌خبر گذاشته‌اند؟
 
به چه جرمی؟ به کدامین گناه؟ از این دادگاه به آن زندان می‌روم تا ردی از تو بگیرم اما همه دست رد به سینه‌ام می‌زنند. می‌گویم حالش بد است. جواب نمی‌دهند. می‌گویم 40 روز است که خبری از او ندارم. نه زنگی و نه ملاقاتی. سکوت می‌کنند. هنگامه‌جان حالت خوب است مادر؟ هنگامه، وقت رفتن است،بلند شو مادر. مداد‌رنگی‌هایت را بردار، دفتر نقاشی‌ات را که در آن شب برایم نقش یک گل کشیدی یادت نرود، مدرسه‌ات دیر نشود. چرا حرفی نمی‌زنی؟ حالت خوب نیست؟ چه دیرمی‌گذرد این ثانیه‌ها! چه رنج بی‌پایانی است این دوری. هر جا که می‌توانستم رفتم. با هر کس که می‌توانستم از بی‌گناهیت گفتم اما چه سود؟ نمی‌توانم این روزها به مدرسه بروم. پای رفتن ندارم. زبان گفتن ندارم. چه باید بگویم به بچه‌هایی که قرار است فردا را بسازند.
 
‌من درس مقاومت را از مادرم آموختم و آزادگی را از برادران شهیدم یاد گرفتم و در تو به تمامی به یادگار گذاشتم. اما اکنون نمی‌دانم که به بچه‌های امروز که آینده‌ساز فردا هستند چه بگویم. هنگامه عزیز، من این روزها خانه نیستم. مدرسه نیستم. بیرون نیستم. دور نیستم. نزدیکم. پشت دیوار اوین. ناله که می‌کنی، تنم می‌لرزد. خدا خدا که می‌کنی، به دلم می‌افتد که حال خوب نیست. من را از خودت بی‌خبر نگذار. پیامت را به خدا برسان که فریادرس بی‌کسان است.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 14 مرداد ماه سال 1388 ساعت 23:06 موضوع: از همه جا

کیهان علیه لاریجانی

نظرات [0] نظر

روزنامه کیهان در یادداشتی آورده است:
 
در آستانه برگزاری انتخابات هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی نقد و بررسی عملکرد یکساله ریاست این فراکسیون در دوره هشتم در دستور کار نمایندگان اصولگرا قرار دارد.

بسیاری از نمایندگان عضو اکثریت بر این اعتقادند که همزمانی ریاست لاریجانی بر مجلس و فراکسیون اکثریت که در نوع خود اقدامی بی سابقه بود باعث شد تا نقش این فراکسیون در مسائل مختلف خصوصاً تصمیم گیری های جمعی درباره لوایح و طرحهای ضروری به شدت کاهش یابد و حتی این وضعیت در مقاطعی به رکود و توقف در حرکت های جمعی اصولگرایان در مجلس منجر شد. این در حالی است که فراکسیون اکثریت مجلس هشتم با بیش از 200 عضو می توانست نقش بسیار فعالی در مسائل مختلف ایفا کند.

نمایندگان مذکور معتقدند ماهیت فراکسیون و کارکردهای کاملاً سیاسی آن می طلبد که رئیس فراکسیون جدای از ریاست مجلس انتخاب شود زیرا رئیس مجلس به دلیل شرایط و مصلحت های زمان و مکان با محدودیتهای خاصی مواجه است که همین عوامل موجب کندی تصمیم گیری در فراکسیون اکثریت می شود. بنابراین شایسته است برای سال دوم ریاست فراکسیون اکثریت تجدیدنظر جدی صورت گیرد تا مجلس هشتم در سه سال باقی مانده از عمر خود به ایفای بهتر نقش خویش در مسائل کشور بپردازد.

فراکسیون اکثریت فوق العاده ضعیف بود

در همین راستا الیاس نادران از چهره های اصولگرا و متخصص مجلس که سابقه دو دوره نمایندگی را در کارنامه خویش دارد معتقد است باید بین ریاست فراکسیون و ریاست مجلس تفکیک قائل شد.

این نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با ایسنا با انتقاد از عملکرد فراکسیون اکثریت در مجلس هشتم گفت: در مقایسه با عملکرد فراکسیون های اکثریت در دوره های گذشته، این فراکسیون ضعیف ظاهر شد و در مواقع اساسی به تصمیمات جمعی که افراد به آن پایبند باشند، نرسید.

نماینده تهران ادامه داد: حتی در بعضی موارد شاهد بودیم علی رغم رای مجمع عمومی به یک امر مهم، نایب رئیس فراکسیون جهت مخالفت با رای مجمع عمومی در جلسه علنی موضع می گرفت.

وی علت ضعف فراکسیون اصولگرایان در این دوره را ناشی از ساختار فراکسیون دانست و گفت: به جای آن که به صلاحیت های فردی و ظرفیت های افراد نگاه کنند، ساختار فراکسیون اکثریت را منطقه ای کردند، ضمن آن که یکی از سه ضلع تشکیل دهنده جبهه متحد اصولگرایان را از تصمیمات فراکسیون حذف کردند.

نادران در ادامه با بیان این که هم چنین دراین دوره ریاست فراکسیون با ریاست مجلس ادغام شد، گفت: این امر عملاً هم کارآمدی ریاست مجلس را به دلیل آن که رئیس فراکسیون بود محدود کرد و هم فراکسیون نتوانست از ظرفیت هایش به درستی استفاده کند؛ زیرا با محدودیت های رئیس مجلس مواجه بود، ضمن آن که از نظر افکار عمومی و رسانه ها نیز، موضع گیری ها قابل تفکیک نبود که آیا از موضع ریاست مجلس بود یا ریاست فراکسیون.

این نماینده اصولگرای مجلس، عنوان کرد: ترجیح می دهم فردی رئیس فراکسیون باشد که مسئولیت ریاست مجلس را برعهده نداشته باشد.

این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس پیش بینی ای از افرادی که برای ریاست مطرح هستند نداشت و افزود: البته بنده فرد اصلح در این مساله را آقای حداد عادل می دانم.
نماینده تهران در پاسخ به این سوال که حداد عادل خود نیز اظهار تمایل برای ریاست کرده است یا نه؟ اظهار کرد: بعید می دانم او به این راحتی ها این مساله را بپذیرد؛ زیرا معمولا فردی است که برای مسئولیت ها نه خودش پیش قدم می شود و نه به این زودی ها می پذیرد؛ اما وظیفه اعضای فراکسیون است که از ایشان بخواهند که به صحنه بیاید و میدان داری کند.

نادران در پاسخ به این سوال که مشاور لاریجانی عنوان کرده که او تا آخر در صحنه است و برای این دوره نیز کاندیدا خواهد شد؟ گفت: البته حق هر کسی است که نامزد ریاست فراکسیون شود، اما مصلحت جمع بر مسائل افراد ترجیح دارد.

انتقاد توکلی از ضعف فراکسیون اکثریت

احمد توکلی عضو دیگر فراکسیون اکثریت مجلس نیز با انتقاد از ضعف عملکرد این فراکسیون گفت: فراکسیون اکثریت مجلس هشتم حتی به اندازه فراکسیون اکثریت مجلس هفتم در اداره مجلس نقشی ایفا نمی کند.

وی در گفت وگو با ایسنا با اشاره به انتخابات آتی هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان و همچنین ارزیابی از عملکرد این فراکسیون تصریح کرد با توجه به ساختار و نحوه شکل گیری فراکسیون اصولگرایان و منطقه ای شدن، کارآیی فراکسیون کمتر از گذشته شده است.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 14 مرداد ماه سال 1388 ساعت 22:54 موضوع: از همه جا

یادداشت شریعتمداری درباره مسجد ضرار

نظرات [0] نظر

-«ابوعامر» در میان مردم یثرب- مدینه قبل از هجرت پیامبر(ص)- نفوذ و اعتبار فراوانی داشت. او که نصرانی و مشهور به زهد و عبادت بود با استناد به آموزه های انجیل مردم را به ظهور پیامبر آخرالزمان بشارت می داد و می گفت بی صبرانه چشم به راه آمدن اوست. رسول خدا(ص) که به مدینه هجرت فرمود، مردم به اسلام گرویدند و ابوعامر که انتظار می رفت در پیوستن به رسول خدا(ص) پیشقدم باشد، وقتی جایگاه و منزلت قبلی خود را از دست رفته و بی رونق دید، کینه پیامبر خدا(ص) را به دل گرفت و به مخالفت با اسلام برخاست. کار اسلام که در مدینه بالا گرفت، ابوعامر به مکه رفت و با مشرکان علیه رسول خدا(ص) همساز شد.

 
او در طراحی جنگ احد نقش داشت. ابوعامر پس از آن که نشانه های شکست را در جبهه مشرکان حجاز مشاهده کرد و از پیروزی آنها ناامید شد، مکه را ترک کرد و نزد هراکلیوس -هرقل- امپراتور روم رفت و پیشنهاد خود برای مقابله با اسلام را با وی در میان گذاشت. برای هراکلیوس مهم نبود که انگیزه ابوعامر از مخالفت با اسلام چیست؟ مهم آن بود که ابوعامر نیز مانند امپراتور روم در مخالفت با اسلام اشتراک نظر داشت، بنابراین در این نقطه می توانستند با هم ائتلاف کنند، اگرچه هریک برای «حجاز بعد از فروپاشی اسلام»! سودای جداگانه ای در سر داشتند. ابوعامر اهل یثرب بود و سابقه حضور او در میان مردم آن سامان که حالا به اسلام گرویده بودند می توانست یک «فرصت» باشد، چرا که مردم مدینه او را «بومی» و «هموطن» خویش تلقی می کردند و غیر از تعدادی اندک و کم شمار، بقیه چه می دانستند که ماموریت بیگانه برعهده دارد!

طرح مقابله با اسلام و پیامبر خدا(ص) بعد از چند نشست پی درپی با حضور مشاوران امپراتور آماده شد و هراکلیوس براساس آنچه در طرح پیش بینی شده بود، اجرای مرحله مقدماتی آن را به ابوعامر ابلاغ کرد. ابوعامر نامه ای خطاب به چند تن از منافقان مدینه نوشت. این عده همگی از اشراف بودند که بعد از گرویدن مردم به اسلام، زندگی اشرافی خود را از دست داده و کینه اسلام و مسلمین را به دل داشتند اما به علت اقتدار اسلام و باورهای عمیق مردم، جرات مخالفت آشکار نداشتند و از این روی، ضمن مخالفت های پنهان با رسول خدا(ص) و کارشکنی در امور مسلمین، در انتظار فرصتی مناسب نشسته و تظاهر به اسلام می کردند.
 
ابوعامر این عده را می شناخت و با آنان مراوده پنهانی داشت. در نامه ابوعامر خطاب به منافقان که با پیک پنهان از روم به مدینه ارسال شد، آمده بود؛ اگر شما شرایط و زمینه لازم را فراهم آورید، سپاه روم برای برچیدن بساط اسلام به مدینه حمله خواهد کرد و قدرت و جایگاه قبلی به شما بازمی گردد اما پیش از این باید در مدینه پایگاهی داشته باشیم- بخوانید چیزی شبیه برخی از ستادهای انتخاباتی این روزها- تا پوشش مناسبی برای تجمع مخالفان اسلام و رسول خدا(ص) و مدیریت برنامه ها باشد.

در طرح ابوعامر- همان طرح هراکلیوس امپراتور روم- آمده بود اگر پایگاه مورد نظر، نشانه ای از ما داشته باشد به آسانی شناخته شده و از میان برداشته می شود و توصیه اکید شده بود که این پایگاه باید ظاهری کاملا اسلامی داشته و در تبلیغ و ترویج آن از مناسک و شعارهای مورد قبول و احترام مسلمانان استفاده شود- به زبان امروز بخوانید، استفاده از شال سبز! شعار الله اکبر! ادعای پیروی از خط امام(ره)! و ...- و اینگونه بود که «مسجد ضرار» ساخته شد.

2-رسول خدا(ص) سپاهی از مسلمانان پاکباز، آراسته و عازم جنگ «تبوک» بود. منافقانی که با واسطه ابوعامر از امپراتور روم ماموریت گرفته بودند- شما می توانید روم آن روز را به زبان امروز، آمریکا ترجمه کنید- نزد حضرت آمدند و خبر دادند که قصد دارند در مدینه مسجدی بنا کنند تا پایگاهی برای گسترش اسلام باشد و از این طریق برای دفاع از رسالت الهی رسول خدا(ص) - همان خط امام(ره) امروز- فعالیت کنند. آنها از پیامبر اعظم(ص) خواستند که شخصا در این مسجد نماز گزارده و آن را افتتاح کند. پیامبر اکرم(ص) تصمیم در این باره را به هنگام بازگشت از «جنگ تبوک» موکول فرمودند و در بازگشت پیش از آن که وارد مدینه شوند همان منافقان نزد ایشان آمده و درخواست خویش را تکرار کردند؛... یا رسول الله(ص) به مسجد ما بیا و در آنجا نماز بگزار و از خدا بخواه به کار ما برکت دهد و... اما پیک وحی از توطئه منافقان پرده برداشت؛

«مسجدی که آن منافقان ساخته اند برای ضربه زدن به مسلمانان، حمایت از کافران، تفرقه افکنی در میان مؤمنان و کمینگاه برای کسی است که از دیرباز به مقابله با خدا و رسولش پرداخته است. آنان سوگند یاد می کنند که غیر از نیت خیر و خدمت به اسلام مقصودی نداشته اند، اما خدا گواهی می دهد که دروغ می گویند... ای پیامبر! هرگز در آن مسجد قدم مگذار، همان مسجد- مسجد قبا- که از ابتدا برپایه تقوا بنا شده برای عبادت شایسته تر است، در آن مردانی هستند که به تهذیب نفس اشتیاق دارند و خدا مردم پاک و مهذب را دوست می دارد...(آیات 107 و 108 سوره مبارکه توبه).

در پی نزول این آیات، رسول خدا(ص) کسانی را مأمور کردند تا آن مسجد را که در کلام خدا مسجد ضرار- آسیب زننده- نامیده شده بود، ویران کنند و آن ویرانه را نیز به آتش بکشند... و مسجد ضرار که از سوی امپراتور روم و اشراف مشرک و موقعیت از دست داده حجاز به عنوان پایگاهی برای مقابله با اسلام و پیامبرخدا(ص) بنا شده بود، اینگونه به فرمان خدا و به دست پیامبر حامی محرومان و پابرهنگان ویران شد.

4- سعدی می گوید... یکی گیسوان بافت که علویم و با قافله حجاز به شهر آمد که از حج همی آیم و قصیده ای نزد ملک برد که خود سروده ام!... یکی از ندیمان پادشاه که از سفر دریا آمده بود گفت؛ من او را عید اضحی-عید قربان- در بصره دیدم حاجی چگونه باشد؟ دیگری گفت؛ پدرش نصرانی بود پس علوی-سید- نباشد و شعرش را به دیوان انوری یافتند!

این روزها، هزار و چهارصد و چند ده سال بعد از آن روزها که ماجرای « مسجد ضرار» اتفاق افتاده بود بار دیگر «ابوعامر»ها و «هراکلیوس»ها به فکر بازسازی آن ماجرا افتاده بودند. بازی همان بازی بود و شخصیت ها، همان شخصیت ها، فقط جای اشخاص عوض شده بود. بازیگران جدید در همان نمایشنامه به بازی گرفته شده بودند، از بازیگران، انتظار چندانی نبود، چرا که برخی در هوس بازگشت به قدرت و برخورداری دوباره از ثروت و امکاناتی که متعلق به آنها نبود، وارد بازی شده بودند- مانند طلحه و زبیر در فتنه جمل که حق را می شناختند ولی برنمی تافتند- شماری به مأموریت آمده بودند- مانند ابوعامر از بیرون و عبدالله بن ابّی از درون- و جمعی نیز در غباری که میدان را فرا گرفته بود، به توهم افتاده بودند. اما، انگیزه ها هرچه بود و بازیگران هر که بودند بازی همان بازی بود، بازسازی ماجرای «مسجد ضرار» .

ظاهرا سازندگان «مسجد ضرار جدید»! بخش پایانی آن داستان را که مربوط به سرنوشت مسجد ضرار اول است فراموش کرده و نمی دانستند آن کانون فتنه چگونه ویران گردیده و به آتش کشیده شد. اگر، از سرنوشت مسجد ضرار اول با خبر بودند و هوشیاری مردم ایران مخصوصا تجربه 30 ساله اخیر آنان را دست کم نمی گرفتند، شاید می توانستند پیشاپیش از پایان ماجرای خویش باخبر شوند و رسوایی ابوعامرها و عبدالله بن ابّی ها را تکرار نکنند. البته، خیلی هم قابل ملامت نیستند، چون فقط مومنان از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شوند!

اگر قرار بود مردم مسلمان ایران که پرورش یافته اسلام، امام راحل و خلف حاضر او هستند، هر سرابی را «آب» تلقی کنند، از هر سبزی تلقی سیادت داشته باشند، هر صدای الله اکبری را نشانه انقلابی بودن بدانند و هر که نام امام راحل را بر زبان آورد، پیرو خط امام(ره) تصور کنند و... اگر چنین بود که ایران اسلامی تاکنون و طی 30 سال گذشته هزاران بار در چنگال خونین و دست های غارتگر آمریکا و اسرائیل گرفتار شده بود!

روز دوشنبه رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور خطاب به جماعتی که درپی بازسازی «مسجد ضرار دوم» بودند، فرمود: «با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگواری که از عمق دل و جان غرق قرآن بود، نمی توان این مردم آگاه را فریب داد، چرا که دل این ملت به نور ایمان روشن است.»

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 14 مرداد ماه سال 1388 ساعت 22:50 موضوع: از همه جا

شکست انتخاباتی مدیران احمدی‌نژاد

نظرات [1] نظر

اعتماد ملی: نتایج پنجمین دوره انتخابات هیات مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران بامداد دیروز اعلام شد و به‌رغم حضور گسترده چهره‌های دولتی مهندسان آنان را به عنوان نمایندگان خود انتخاب نکردند. به گزارش ایلنا، در این انتخابات همانند چهار دوره گذشته بار دیگر گروه سنتی و به اصطلاح پیشکسوت سازمان نظام مهندسی برای دوره جدید انتخاب شد. از نکات جالب توجه در این دوره از انتخابات حضور چهره‌های سیاسی بود که موفق به حضور در هیات مدیره سازمان نظام مهندسی نشده‌اند.

محمد علی‌آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی، حسن زیاری مدیرعامل راه آهن، حسین‌هادیانی و سیدمهدی ‌هاشمی از چهره‌های شاخص سیاسی و وابسته به دولت نهم بودند که در پنجمین دوره انتخابات سازمان نظام مهندسی کاندید شدند اما هیچ کدام از آنان به عنوان عضو اصلی انتخاب نشدند.

در میان این اسامی تنها سید مهدی‌هاشمی آن هم به صورت عضو علی‌البدل موفق به حضور در پنجمین دوره هیات مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران شد تا حامیان دولت که به دنبال ورود به نظام مهندسی بودند از سوی مهندسان با تایید روبه‌رو نشوند.

انتخابات سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران در 32 شعبه اخذ رای ثابت و دو حوزه سیار در واپسین دقایق روز دوازدهم مرداد ماه به پایان رسید و پس از پایان زمان قانونی نتایج آرای مأخوذه به ترتیب در هر حوزه توسط شمارش‌گر رایانه‌ای قرائت و پردازش شد. ازمجموع 6508 رای مأخوذه و کسر 3 رای باطله به استناد ماده 69 آیین‌نامه اجرایی و از بین 327 نفر گروه رشته عمران: علی ترکاشوند با 1305رای، عباس احمد‌آخوندی؛ 1297 رای، محسن بهرام غفاری با 1043 رای،‌ منوچهر شیبانی‌اصل با 749 رای و عباس اکبرپور نیک‌قلب رشتی با 568 رای به عنوان اعضای اصلی رشته عمران انتخاب شدند و انوش اسماعیل‌نژاد با 562 رای به عنوان عضو علی‌البدل انتخاب شد.عباس آخوندی وزیر سابق مسکن و یکی از حامیان میرحسین موسوی در انتخابات شاخص ترین چهره منتقدان بود که از سوی مهندسان برای حضور در هیات مدیره برگزیده شد. در گروه‌های دیگر نتایج زیر به دست آمد:

گروه عمران رشته نقشه‌برداری: شمس نوبخت دودران با 760 رای و سید محمدرضا امامی با 652 رای به عنوان عضو اصلی رشته نقشه‌برداری و حسن مجربی کرمانی با 563 رای به عنوان عضو علی‌البدل انتخاب شدند.

گروه عمران رشته ترافیک: بهنام امینی با 411 رای به عنوان عضو اصلی و مهدی حاجی‌قاسمی با 362 رای به عنوان عضو علی‌البدل انتخاب شدند.

در گروه معماری و شهرسازی رشته معماری: اصغر ساعد سمیعی با 671 رای به عنوان عضو اصلی و سید مهدی‌هاشمی با 577 رای به عنوان عضو علی‌البدل انتخاب شدند.

گروه معماری رشته شهرسازی: به ترتیب هوشنگ کاتب احدی با 1067 رای، سیمین حناچی با 721 رای و جلال آزاد سلیمانیه با 593 رای به عنوان اعضای اصلی این رشته در هیات مدیره سازمان نظام مهندسی انتخاب شدند و بهروز کلالی نیز با 342 رای به عنوان عضو علی‌البدل اعضای این رشته شد.

گروه تاسیسات رشته مکانیک: محمود مقدم با کسب آرای 636 رای به عنوان عضو اصلی و فرشاد امیرخانی با 621 رای به عنوان عضو علی‌البدل انتخاب شدند.

گروه تاسیسات رشته تاسیسات برقی: مهدی بیات مختاری با 798 رای و سید محمد غرضی با 713 رای به عنوان اعضای اصلی و منصور صدری با 327 رای به عنوان عضو علی‌البدل موفق به حضور در هیات مدیره سازمان نظام مهندسی شدند.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 14 مرداد ماه سال 1388 ساعت 22:44 موضوع: از همه جا

چرا "سردار نجار" با لباس نظامی به مجلس نرفت؟

نظرات [0] نظر

صرایران - هر چند فهرست های مختلف ارائه شده درباره اعضای دولت دهم ، هنوز نهایی نشده اند و در بهترین حالت ، صرفاً ناظر به افرادی هستند که توسط رئیس جمهور و اطرافیانش در حال بررسی اند ، اما لباس های سردار مصطفی محمد نجار در مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد در مجلس  شورای اسلامی ، می تواند نشانه ای از خروج او از وزارت دفاع و پشتیبانی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و عزیمت اش به یک پست غیر نظامی باشد.

به گزارش عصرایران ، در حالی که امروز ، فرماندهان ارشد نظامی مانند سردار احمدی مقدم ، با لباس های فرم نظامی در مجلس حاضر شده بودند ، سرتیپ نجار ، با کت و شلوار معمولی به مجلس رفت.

حال با توجه به خبرهای رسیده درباره احتمال تصدی وزارت کشور توسط نجار ، تعویض لباس های سبز نظامی با کت و شلوار غیر نظامی در یک مراسم کاملاً رسمی ، می تواند قرینه ای بر درستی این گمانه زنی باشد که سردار ، دیگر ولو در ظاهر سردار نخواد بود و در پست سیاسی وزارت کشور مشغول به کار خواهد بود.

پیشتر نیز سردار محمدباقر ذوالقدر ، پس از رفتن به وزارت کشور و تصدی پست معاونت در آن ، کت و شلواری شده بود.

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 14 مرداد ماه سال 1388 ساعت 22:33 موضوع: از همه جا

احمدی نژاد سوگند یاد کرد

نظرات [0] نظر

دکتر محمود احمدی نژاد لحظاتی پیش در مجلس شورای اسلامی و در حضور رئیس قوه قضاییه و نمایندگان مجلس سوگند ریاست جمهوری یاد کرد.

به گزارش مهر، رئیس جمهور براساس اصل 121قانون اساسی سوگند یاد کرد و متن سوگندنامه به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

"من به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعدادها و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیت هایی که برعهده گرفته ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پیشتیبانی از حق و عدالت، گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، حمایت کنم.

درحراست از مرزها و استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام، قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است، همچون امینی پارسا و فداکار نگاه دار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."

ارسال شده توسط:سعید در تاریخ: چهارشنبه 14 مرداد ماه سال 1388 ساعت 10:12 موضوع: از همه جا
Alone Tree - Translated By Theme Studio - Powered By BlogSky - All rights Reserved